ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

عاشقانه ی ما...........

1392/5/4 23:38
358 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلِ خوشبوی من،

تو اکنون از وجودم دل کندی و رضایت به زمینی شدن دادی.

تو اکنون چه آرام در آغوشم هستی و من چه پرشور و شوق تورا عاشقانه در برم گرفته ام.

تو اکنون 9روزاست که مرا مادر کرده ای!

کودکم ،شیر دادن به تو یعنی حسی فراتر از حسهای زمینی،آسمانی میشوم آنموقع.

لمس دستان کوچکت که تا دیروز ها برایم آرزو بود اتفاق افتاد ،

     آری من لمس کردم و بوسیدم و بوییدم آن دستها را .

چقدر در دوران جنینی ات برایت شعر میخواندم دروصف دستان و پاهای کوچکت.

پسرم چقدر آرزویم شنیدن صدایت بود و حال وقتی خنده های صدادارت را در خواب میشنوم از خود بیخود میشوم.

کودکم زندگی عاشقانه مان را عاشقانه تر کردی ،پدر هرروز باچه عشقی به صورتت نگاه میکند .از آن نگاههای عاشقانه ی پدر و پسری ،حرفها دارد آن نگاههایش.

 

امیررضای من، در صورتت تمام زیبایی های دنیا را میبینم ،زنده میشوم از نفسهایت،تو از منی و پاره ی تن منی.تو حاصل عشق من و پدرت هستی و ما چه عاشقانه میخواهیمت!


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

معصومه
5 مرداد 92 12:03
ای جان هزار ماشاالله...بوس برا این پسر خوشگل...الهی ینی این همون امیررضا خوشگله که توو دل مامانش بود و ی عالمه منتظر دیدنش بودیم..الهییییییییییییییییی
fateme
5 مرداد 92 14:12
تبريك ميگم عزيزمچه كوچولوي دوست داشتني
مامان ایلیا
5 مرداد 92 15:48
سلام عاطفه جون،سلام مامانی. تبریک میگم خانمی. خداروشکر که هم خودت خوبی و هم امیررضا جونم. واااای که چقدر نازو خوشگله خدا حفظش کنه و نامدار باشه. براش اسپند دود کن عزیزم
بهار
7 مرداد 92 17:27
ای جـــــــــــــــــــــــــــــونم نی نی خوشمل خودمونها
rasta
8 مرداد 92 20:33
منم از این عاشقانه ها موخااااااااااااام
اصلا باورم نمیشه که این امیر رضا همونییه که تا همین چند وقت پیش تو شکمت بود .
قربون اون دست و پاهای کوچولوش
واسش حتما اسفند دود کن
واااااااااای عاطفه منم این روزارو میخاااااااااااااام

غصه نخور خانومی زودی نوبت تو میشه و حالشو میبری با شب بیداری ها.
هههه
rasta
8 مرداد 92 20:36
ببخشید زودتر نیمدم پیشت عاطفه به خدا تا قبل تولد امیر رضا مدام میومدم وبتون ببینم که دنیا اومده یا نه اما نمیدونی که تو وبم چه اتفاقایی افتاد ی جنگ وحشتناکی شد که همه افتادن به جونه هم به خاطر ی مزاحم روانی منم تصمیم گرفتم ی هفته نیام چون حالم خیلی بد شده بود خلاصه که اصلا ی وظی..... وگرنه تمام مدت چشم انتظار دیدن گل روی این فرشته بودم
مامان کیان کوچولو
9 مرداد 92 10:41
عزیزمم قدم نو رسیده مبارک . ... خیلی حسّ خوبیه گلم ..... تبریک میگم [http://www.niniweblog.com/images/smilies/smile_thum/25.gifگل]
مامان ایلیا
11 مرداد 92 0:05
سلام عزیزم خوبید؟ماشالا پسرت خیلی نازه گناه داره خیلی محکم قنداقش کردی الانم هوا گرمه.از طرف من ببوسش.
مامی امیرحسین
11 مرداد 92 1:42
خوش اومدی پسر کوچولو.مبارکت باشه خانوم خانوما خسته نباشی. خیلی پسر نازی داری!مراقب خودتو پسلت باش حسابی...
تـــ ـارا
13 مرداد 92 0:24
واااااااااااااااااای چه نی نی ماهیییییییییی!

سلام
تبریک فراوان عاطفه جان
امیدوارم قدمش پرخیر وبرکت باشه...

دست کوچولوی پسر گلت رو ببوس

خدا نگهدارتون باشه